اكبر ترابى شهرضايى
401
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
مسكر در مقابل مخدّر و مرقد معناى ديگرى دارد كه از آن به مستى تعبير مىكنند ؛ و در هر لغتى براى آن لفظى وضع كردهاند . مقصود از تناول تناول معنايى اعمّ از اكل و شرب دارد ؛ لذا ، نبايد تصوّر كرد معناى تناول و شرب يكى است ؛ و آنگاه بحث كنيم در چه مواردى شرب صادق است و در كجا صادق نيست ؟ مثلًا در زمان ما بعضى از آمپولها جنبهى تخديرى ، و تعدادى جنبهى مُرقدى و ( خوابآورى ) دارند ؛ اگر آمپولى باشد كه با تزريق آن حالتى پيدا شود درست مانند همان حالتى كه از شرب خمر حاصل مىشود ، تناول مسكر صادق است ؛ امّا « شرب » صدق نمىكند ؛ زيرا ، تناول از مادهى « نيل » است ؛ يعنى به چيزى برسد و ارتباط پيدا كند . اين ارتباط با مسكر گاه از طريق شرب حاصل مىشود و گاه از طريق تزريق ، يا از طريق قليان كشيدن و مانند آن . بايد توجّه داشت عنوان « تناول » در عرف امروز در مورد آشاميدنىها به كار نمىرود . در اينجا عرف ملاك نيست ؛ زيرا ، به معناى اصلى آن واقف نيست ؛ و گرنه با توجّه به معناى حقيقى آن ، فرقى بين « شرب المسكر » و « تناول المسكر » نمىگذارد . در بعضى از روايات ، حكم بر روى « شرب مسكر » رفته ، ولى بعضى از آنها خالى از عنوان شرب است ؛ اگر بر عنوان شرب خمر تكيه كنيد ، در مورد اصطباغ و تريد كردن نان در خمر ، شرب صادق نيست ؛ در حالى كه تناول خمر صادق است . در عنوان تناول از نظر فروع و فروضش بحثهايى شده ، قدر متيقّن و مصداق روشنش نوشيدن مسكر است ؛ ولى در كلمات فقها در دايرهاى وسيعتر از اين مقدار مطرح است ؛ مثلًا در كلام مرحوم محقّق رحمه الله مىبينيم : « شرطنا التناول ليعمّ الشرب والاصطباغ وأخذه ممزوجاً بالأغذية والأدوية » « 1 » اصطباغ يعنى تريد كردن مانند خورد كردن نان در آبگوشت ، كه انسان فقط نان را همراه با رطوبت آبگوشت مىخورد ؛ اگر چنين عملى را با شراب انجام دهد ، نان را آلودهى به مسكر مىخورد . به عبارت ديگر ، اصطباغ يعنى
--> ( 1 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 949 .